دلنوشته های مهدی طلبه

سلام  شرمنده دوستان اینترنتم قطع شده الانم با گوشی به زور اومدم انشا الله جبران میکنم باز شرمنده



برچسب‌ها:
+ نوشته شده در  دوشنبه 05 خرداد 1393
ساعت 13:03  توسط م.ر  |  ارسال نظر(0)


3 داستان کوتاه کوتاه زیبا

 

 


◄ ﭘﺴﺮﻩ ﺑﻪ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﮔﻔﺖ ﺑﺎ ﺍﻳﻦ ﻗﻴﺎﻓﻪ ﺗﺮﺳﻨﺎﻛﺖ ﭼﺮﺍ
ﺍﻭﻣﺪﯼ ﻣﺪﺭﺳﻪ؟
◄ ﻣﺎﺩﺭ ﮔﻔﺖ ﻏﺬﺍﺗﻮ ﻧﺒﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﯼ،ﻧﻤﻴﺨﻮﺍﺳﺘﻢ ﮔﺮﺳﻨﻪ
ﺑﻤﻮﻧﯽ .
◄ ﭘﺴﺮ ﮔﻔﺖ ﺍﯼ ﻛﺎﺵ ﻧﻤﯿﻮﻣﺪﯼ ﺗﺎ ﺑﺎﻋﺚ
ﺧﺠﺎﻟﺖ ﻭ
ﺷﺮﻣﻨﺪﮔﻲ ﻣﻦ ﻧﺸﯽ ...
◄ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺍﺯ ﭼﻬﺮﻩ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﺑﺎ ﯾﮏ ﭼﺸﻢ ﺧﺠﺎﻟﺖ
ﻣﯿﮑﺸﯿﺪ ..
◄ ﭼﻨﺪﺳﺎﻝ ﺑﻌﺪ ﭘﺴﺮ ﺩﺭ 1ﺷﻬﺮ ﺩﻳﮕﻪ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﻗﺒﻮﻝ ﺷﺪ

◄ ﻫﻤﻮﻥ ﺟﺎ ﮐﺎﺭ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻛﺮﺩ ﻭ ﺑﭽﻪ ﺩﺍﺭ ﺷﺪ .
ﺧﺒﺮ ﺑﻪ ﮔﻮﺵ ﻣﺎﺩﺭ ﺭﺳﻴﺪ .
◄ ﻣﺎﺩﺭ ﮔﻔﺖ ﺑﯿﺎ ﺗﺎ ﻋﺮﻭﺱ ﻭ ﻧﻮﻩ ﻫﺎﻣﻮ ﺑﺒﯿﻨﻢ . ﺍﻣﺎ ﭘﺴﺮ
ﻣﯿﺘﺮﺳﯿﺪ ﮐﻪ ﺯﻧﺶ ﻭ ﺑﭽﺶ ﺍﺯ ﺩﻳﺪﻥ ﭘﯿﺮﺯﻥ ﯾﻪ ﭼﺸﻢ
ﺑﺘﺮﺳﻦ ..
◄ ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻝ ﺑﻌﺪ ﺑﻪ ﭘﺴﺮﻩ ﺧﺒﺮ ﺩﺍﺩﻥ ﻣﺎﺩﺭﺕ
ﻣﺮﺩﻩ ..
◄ ﻭﻗﺘﯽ ﺭﺳﯿﺪ ﻣﺎﺩﺭ ﺭﻭ ﺩﻓﻦ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻥ
ﻭ ﻓﻘﻂ 1
ﻳﺎﺩﺩﺍﺷﺖ ﺍﺯ ﻃﺮﻑ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﻭﺍﺳﺶ ﻣﻮﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩ :
ﭘﺴﺮﻩ ﻋﺰﻳﺰﻡ ﻭﻗﺘﯽ 6 ﺳﺎﻟﺖ ﺑﻮﺩ ﺗﻮ 1 ﺗﺼﺎﺩﻑ
1 ﭼﺸﻤﺘﻮ
◄ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﯼ،ﺍﻭﻥ ﻣﻮﻗﻊ ﻣﻦ 26 ﺳﺎﻟﻢ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﺍﻭﺝ
ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﺑﻮﺩﻡ ﻭ
◄ ﺑﻌﻨﻮﺍﻥ 1 ﻣﺎﺩﺭ ﻧﻤﻴﺘﻮﻧﺴﺘﻢ ﺑﺒﻴﻨﻢ ﭘﺴﺮﻡ 1 ﭼﺸﻤﺸﻮ ﺍﺯ
ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻩ ﻭﺍﺳﻪ ﻫﻤﻴﻦ 1 ﭼﺸﻤﻤﻮ ﺑﻪ ﭘﺎﺭﻩ ﺗﻨﻢ
ﺩﺍﺩﻡ،ﺗﺎ
ﻣﺒﺎﺩﺍ ﺑﻌﺪﺍ ﺑﺎ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﯽ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻛﻨﯽ ﭘﺴﺮﻡ . ﻣﻮﺍﻇﺐ
ﭼﺸﻢ ﻣﺎﺩﺭﺕ ﺑﺎﺵ ..
◄ ﺍﺷﻚ ﺩﺭ ﭼﺸﻤﻬﺎﯼ ﭘﺴﺮ ﺟﻤﻊ ﺷﺪ ..
ﻭﻟﯽ ﭼﻪ ﺩﯾﺮ ...
⇆ ⇆ ⇆

 

 



برچسب‌ها:
+ نوشته شده در  سه‌شنبه 09 اردیبهشت 1393
ساعت 22:25  توسط م.ر  |  ارسال نظر(0)


گناه

 

یقین دارم اگر گناه وزن داشت

اگر لباسمان را سیاه میکرد

اگر چین و چروک صورتمان را زیاد میکرد

بیشتر از اینها حواسمان به خودمان بود.

حال آنکه ....

گناه قد روح را خمیده.

چهره ی بندگی را سیاه و چین و چروک به پیراهن سعادتمان میاندازد........

دوستان دعایمان کنید!!!!!!!!



برچسب‌ها:
+ نوشته شده در  سه‌شنبه 09 اردیبهشت 1393
ساعت 22:18  توسط م.ر  |  ارسال نظر(0)


دل نوشته

 

خواستم عاشقیـــــــــــَـم پیش خودم بـاشد و تو ..!

گـــریه هایم...چه کنم دست مرا رو کردند ..!

خــــــادمـــان تـو نـگـفـتـنـد برای تـو مگــــــــــــر ...!؟

چـقدر اشـکـــــــــــ که از صحن تــو جــــــــارو کردند...



برچسب‌ها:
+ نوشته شده در  دوشنبه 08 اردیبهشت 1393
ساعت 22:21  توسط م.ر  |  ارسال نظر(0)


دل نوشته

 

● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ●
به پایان دلتنگی می اندیشم ؛
آن نهایتـی که…
تـو را بـرای همیشه خواهم داشت …
● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ● ●



برچسب‌ها:
+ نوشته شده در  دوشنبه 08 اردیبهشت 1393
ساعت 22:17  توسط م.ر  |  ارسال نظر(0)


خنده سیاسی

 

ارتباط با آمریکا و آزمون خطایی توسط عده ای از خودی ها
انشالله که دست ما نیز قطع نشود



برچسب‌ها:
+ نوشته شده در  دوشنبه 08 اردیبهشت 1393
ساعت 22:13  توسط م.ر  |  ارسال نظر(0)


شهدا

 

وقتی وارد هویزه و بارگاه شهداء می شوی دلت خدایی می شود

هویزه نام دیگرش کوچه های بنی هاشم است، نام دیگرش خانه فاطمه(س)

صدای شکسته شدن استخوان پهلو و سینه مساوی است با له شدن زیر شنی تانک...

تکرار حادثه در است و دیوار...

آنجا آتش بود و اینجا آتش، آنجا خون بود و دود... و اینجا تکرار آنجا

آنجا زهرا(س) بود و اینجا فرزندان زهرا(س) ...

براستی اسطوره های ما چه کسانی بودند؟! اکنون چه؟!!

اسطوره واقعی؛ عشقبازی فرزند زهرا(س) زیر زنجیرهای تانک...



برچسب‌ها:
+ نوشته شده در  دوشنبه 08 اردیبهشت 1393
ساعت 22:10  توسط م.ر  |  ارسال نظر(0)


hlhl clhk

 

یکی می پرسد اندوه تو از چیــست؟؟؟
سبب ساز سکوت مبهـــــمت کیـــست؟؟؟
برایش صادقانه می نویسم...
برای آنکه باید باشد و نیســـت!!! ...

اللهم عجل لولیک الفرج



برچسب‌ها:
+ نوشته شده در  جمعه 05 اردیبهشت 1393
ساعت 22:40  توسط م.ر  |  ارسال نظر(0)


امام زمان

 

امشب دلتنگ تر از همیشه
با خودم مرور می کنم تو که هستی در میان ما
حکمت این ندیدن های طولانی کجاست که پیدایش نمی کنم؟
راستی راستی یکسال بزرگتر شده ایم
و یک سال به آمدنت نزدیکتر...

لابلای دعاهایت برایمان بسیار دعا کن...



برچسب‌ها:
+ نوشته شده در  جمعه 05 اردیبهشت 1393
ساعت 22:18  توسط م.ر  |  ارسال نظر(0)


ایت الله مجتهدی جمله یزیبا

 

مواظب باش گرفتار نااهل نشوی، گرفتار این سیم وصلی ها نشوی، اگر کسی پیدا شد که دلش می خواهد همه بفهمند آدم خوبی است و فکر می کند سیمش وصل است، به او اعتماد مکن اگر کسی واقعاً سیمش وصل باشد به کسی نمی گوید.

درس اخلاقی که شما را بی حال کند، چرتی کند، شل و ول کند و شما را از درستان بیندازد، درس اخلاق نیست. ما اگر قدری خوب بشویم و نیتمان را درست کنیم استاد خوب هم گیرمان می آید.

استاد اخلاق ما یکی حاج آقا حسین فاطمی (ره) بود که در قم شب های جمعه به درس اخلاق ایشان استفاده می کردیم و یکی هم جمعه ها به درس اخلاق حضرت آیة الله العظمی امام خمینی (ره) می رفتیم.
از جملاتی که از حضرت امام (ره) به یاد دارم این است که ایشان فرمودند: ما می توانیم با علم و اخلاق انسان واقعی بشویم ولی حیوانات نمی توانند پس باید در انسانیت بکوشیم.



برچسب‌ها:
+ نوشته شده در  پنج‌شنبه 04 اردیبهشت 1393
ساعت 15:20  توسط م.ر  |  ارسال نظر(0)


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران